بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه
  ساعت  
  سخن بزرگان  
آدمي ساخته افكار خويش است، فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشيده است (موريس مترلينگ)
  کلام نور  
به درستي كه خداوند ، سر و صدا و تلف كردن مال و پر خواهشي را دوست ندارد حضرت امام رضا (ع)
  لطیفه  
يارو ميره خونه ميبينه يه مرده تو خونشون با زنش نشسته .. مياد جلو ميگه تو کي هستي با زن من نشستي ... طرف ميگه راستش من خلبانم اما هواپيما سقوط کرد افتادم تو خونه شما ... يارو يه نگاه ميکنه ميگه اين ارتش هم چه خر تو خريه ها ، ديروز هم يکي از نيرو دريائي کشتي شون غرق شده بود نزديک بود تو وان حموم غرق بشه
  اس ام اس  
هميشه حرفي رو بزن که بتوني بنويسيش چيزي رو بنويس که بتوني پاش امضا کني چيزي رو امضا کن که بتوني پاش بايستي

محصولات روز







تعداد بازدید این وبلاگ تا کنون : 3579
گوناگون
عشق حقیقی


The Real Love
عشق حقیقی



My Wife Navaz Called
همسرم نواز با صدای بلند گفت

How Long Will You Be With That Newspaper?
تا کی می خوای سرتو توی اون روزنامه فرو کنی؟

Will U Come Here And Make UR Darling Daughter Eat Her Food?
میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟

Husband Tossed The Paper Away And Rushed To The Scene
شوهر روزنامه رو به کناری انداخت و بسوی آنها رفت

My Only Daughter Ava, Looked Frightened
تنها دخترم آوا، بنظر وحشت زده می آمد

Tears Were Welling Up In Her Eyes
اشک در چشمهایش پر شده بود

In Front Of Her Was A Bowl Filled To its Brim With Curd Rice
ظرفی پر از شیربرنج در مقابلش قرار داشت

Ava is A Nice Child, Very Intelligent For Her Age
آوا دختری زیبا، و برای سن خود بسیار باهوش بود

I Cleared My Throat And Picked Up The Bowl
گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم

Ava, Darling, Why Dont U Take A Few Mouthful Of This Curd Rice?
آوا، عزیزم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟

Just For Dads Sake, Dear
فقط بخاطر بابا عزیزم

Ava Softened A Bit And Wiped Her Tears With The Back Of Her Hands
آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت

Ok, Dad. I Will Eat - Not Just A Few Mouthfuls,But The Whole Lot Of This
باشه بابا، می خورم، نه فقط چند قاشق، همه شو می خوردم

But, U should... Ava Hesitated
ولی شما باید... آوا مکث کرد

Dad, if I Eat This Entire Curd Rice, Will U Give Me Whatever I Ask For?
بابا، اگر من تمام این شیر برنج رو بخورم، هرچی خواستم بهم میدی؟

Promise. I Covered The Pink Soft Hand Extended By My Daughter With Mine, And Clinched The Deal
دست کوچک دخترم رو که بطرف من دراز شده بود گرفتم و گفتم، قول میدم. بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم

Now I Became A Bit Anxious
ناگهان مضطرب شدم

Ava, Darling, U Shouldnt Insist On Getting A Computer Or Any Such Expensive Items
گفتم، آوا، عزیزم، نباید برای خریدن کامپیوتر یا یک چیز گران قیمت اصرار کنی

Dad Does Not Have That kind of Money Right now. Ok?
بابا از اینجور پولها نداره. باشه؟

No, Dad. I Do Not Want Anything Expensive
نه بابا. من هیچ چیز گران قیمتی نمی خوام

Slowly And Painfully,She Finished Eating The Whole Quantity
و با حالتی دردناک تمام شیربرنج رو فرو داد

I Was Silently Angry With My Wife And My Mother For Forcing My Child To Eat Something That She Detested
در سکوت از دست همسرم و مادرم که بچه رو وادار به خوردن چیزی که دوست نداشت کرده بودن عصبانی بودم

After The Ordeal Was Through, Ava Came To Me With Her Eyes Wide With Expectation
وقتی غذا تمام شد آوا نزد من آمد، انتظار در چشمانش موج میزد

All Our Attention Was On Her
همه ما به او توجه کرده بودیم

Dad, I Want To Have My Head Shaved Off, This Sunday!

آوا گفت، بابا، من می خوام سرمو تیغ بندازم، همین یکشنبه

Was Her Demand
تقاضای او همین بود

Atrocious! Shouted My Wife, A Girl Child Having Her Head Shaved Off?
همسرم جیغ زد و گفت، وحشتناکه. یک دختر بچه سرشو تیغ بندازه؟

Impossible! Never in Our Family
غیرممکنه! نه در خانواده ما

My Mother Rasped She Has Been Watching Too Much Of Television. Our Culture is Getting Totally Spoiled With These TV Programs!
و مادرم با صدای گوشخراشش گفت، فرهنگ ما با این برنامه های تلویزیونی داره کاملا نابود میشه

Ava, Darling, Why Dont U Ask For Something Else?
گفتم، آوا، عزیزم، چرا یک چیز دیگه نمی خوای؟

We Will Be Sad Seeing U With A Clean-Shaven Head
ما از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین می شیم

Please, Ava, Why Dont U Try To Understand Our Feelings?
خواهش می کنم، عزیزم، چرا سعی نمی کنی احساس ما رو بفهمی؟

I Tried To Plead With Her
سعی کردم از او خواهش کنم

Dad, U Saw How Difficult It Was For Me To Eat That Curd Rice
آوا گفت، بابا، دیدی که خوردن اون شیربرنج چقدر برای من سخت بود

Ava Was in Tears
آوا اشک می ریخت

And U Promised To Grant Me Whatever I Ask For
و شما بمن قول دادی تا هرچی می خوام بهم بدی

Now,U Are Going Back On UR Words
حالا می خوای بزنی زیر قولت

It Was Time For Me To Call The Shots
حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم

Our Promise Must Be Kept
گفتم، مرده و قولش

Are U Out Of UR Mind? Chorused My Mother And Wife
مادر و همسرم با هم فریاد زدن که، مگر دیوانه شدی؟

No. If We Go Back On Our Promises She Will Never Learn To Honour Her Own
نه. اگر به قولی که می دیم عمل نکنیم اون هیچوقت یاد نمی گیره به حرف خودش احترام بذاره

Ava, UR wish Will B Fulfilled
آوا، آرزوی تو برآورده میشه

With Her Head Clean-Shaven, Ava Had A Round-Face, And Her Eyes Looked Big And Beautiful
آوا با سر تراشیده شده صورتی گرد و چشمهای درشت زیبائی پیدا کرده بود

On Monday Morning, I Dropped Her At Her School
صبح روز دوشنبه آوا رو به مدرسه بردم

It Was A Sight To Watch My Hairless Ava Walking Towards Her Classroom
دیدن دختر من با موی تراشیده در میون بقیه شاگردها تماشائی بود

She Turned Around And Waved.
آوا بسوی من برگشت و برایم دست تکان داد

I Waved Back With A Smile
من هم دستی تکان دادم و لبخند زدم

Just Then, A Boy Alighted From A Car, And Shouted
در همین لحظه پسری از یک اتومبیل بیرون آمد و با صدای بلند آوا را صدا کرد و گفت

Ava, Please Wait For Me
آوا، صبر کن تا من بیام

What Struck Me Was The Hairless Head Of That Boy
چیزی که باعث حیرت من شد دیدن سر بدون موی آن پسر بود

May Be, That Is The in-Stuff, I Thought
با خودم فکر کردم، پس موضوع اینه

Sir, UR Daughter Ava is Great indeed!
Without introducing Herself, A Lady Got Out Of The Car
خانمی که از آن اتومبیل بیرون آمده بود بدون آنکه خودش رو معرفی کنه گفت
دختر شما، آوا، واقعا فوق العاده ست

And Continued, That Boy Who is Walking Along With Ur Daughter is My Son Bomi.
و در ادامه گفت، پسری که داره با دختر شما میره پسر منه



He is Suffering From... Leukemia
اون سرطان خون داره

She Paused To Muffle Her Sobs
زن مکث کرد تا صدای هق هق خودش رو خفه کنه

Harish Could Not Attend The School For The Whole Of The Last Month
در تمام ماه گذشته هریش نتونست به مدرسه بیاد

He Lost All His Hair Due To The Side Effects Of The Chemotherapy
بر اثر عوارض جانبی شیمی درمانی تمام موهاشو از دست داده

He Refused To Come Back To School Fearing The Unintentional But Cruel Teasing Of The Schoolmates.
نمی خواست به مدرسه برگرده آخه می ترسید هم کلاسی هاش بدون اینکه قصدی داشته باشن مسخره ش کنن

Ava Visited Him Last Week, And Promised Him That She Will Take Care Of The Teasing Issue
آوا هفته پیش اون رو دید و بهش قول داد که ترتیب مسئله اذیت کردن بچه ها رو بده

But, I Never Imagined She Would Sacrifice Her Lovely Hair For The Sake Of My Son !!!
اما، حتی فکرشو هم نمی کردم که اون موهای زیباشو فدای پسر من کنه

Sir, You And Your Wife Are Blessed To Have Such A Noble Soul As Your Daughter
آقا، شما و همسرتون از بنده های محبوب خداوند هستین که دختری با چنین روح بزرگی دارین

I Stood Transfixed And Then, I Wept
سر جام خشک شده بودم و شروع کردم به گریستن

My Little Angel, You Are Teaching Me How Selfless Real Love Is
فرشته کوچولوی من، تو بمن درس دادی که فهمیدم عشق حقیقی یعنی چی

The Happiest People On This Planet Are Not Those Who Live On Their Own Terms
خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که آنجور که می خوان زندگی می کنن

But Are Those Who Change Their Terms For The Ones Whom They Love !
آنها کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن

Think About This
به این مسئله فکر کنین


با تشکر از خانم "نــدا روفـان" که این حکایت زیبا و دلنشین را برای گروه ارسال کردند


میلاد جواد الائمه مبارک

تولد امام جواد (ع)  

تولد مبارک امام جواد (ع) نه تنها پایان بخش دلهره های شیعیان وافشای نیت  فرصت طلبان و سود جویانی چون فرقه واقفیه بود، بلکه آغاز فصل نوینی از تاریخ ائمه اطهار است .

راویان و تاریخ نگاران شیعه اقوالی را درباره تاریخ تولد حضرت ذکر کرده اند :

۱- شیخ کلینی در اصول کافی ، شیخ مفید در ارشاد، رمضان  هجری۱۹۵

ابن شهر آشوب در مناقب و قتال روضه الواعظین اربلی در کشف الغمه روز ولادت را ۱۹ رمضان ۱۹۵ هجری ذکر کرده اند.

۲-  قولی ۱۵  رمضان ۱۹۵ هجری ..

۳- شیخ طوسی از احمد بن محمد  عیاش در انوار البهیه ۱۰ رجب ۱۹۵ هجری را روز ولادت حضرت دانسته است.

الکافی ج۱ ص۴۹۲  ،  موسوعه الامام الجواد ج۱ ص۷و۸ . المناقب لابن شهر آشوب ج۴ ص۳۷۹ ، کشف الغمه ج۲ ص۳۴۳و۳۴۵و۳۶۲ . بحار الانوار ج۵۰ ص۱۱  ،  مسار الشیعه ص ۴۳ . مصباح المتهجد ص۸۰۵  ،  الانوار البهیه ص۲۴۹

برخی تولد حضرت را در شب جمعه و برخی روز جمعه ذکر کرده اند .

در میان اقوال چهار گانه، فرازی از دعای ناحیه مقدس ، قول چهارم را تایید می نماید آنجا که حضرت می فرمایند:

  ” اللهم انی اسئلک بالمولدین فی رجب محمدبن علی الثانی و ابنه علی بن محمد المنتخب .”

 

داستان تولد امام جواد(ع)

علامه  مجلسی (ره) در جلاءالعیون می نویسد: ابن شهر آشوب به سند معتبر از حکیمه خاتون دختر امام موسی کاظم (ع) روایت می کند که :

روزی برادرم حضرت رضا(ع) مرا طلبید و فرمود:

 ای حکیمه امشب فرزند مبارک خیزران متولد می شود و باید تو در وقت تولد او حاضر باشی.

من در خدمت آن حضرت ماندم , چون شب فرا رسید حضرت مرا با خیزران و زنان قابله به حجره آورد و چراغی نزد ما افروخت و از حجره بیرون رفت و در را بر روی ما بست .

حکیمه خاتون می افزاید : خورشید امامت با بدنیا آمدنش حجره را نورانی کرد بر آن حضرت پرده نازکی چون جامه احاطه کرده بود و نوری از حضرت ساطع  می شد

چون نور مبین را در دامن گرفتم . آن پرده حائل را از خورشید جمالش دور کردم . حضرت امام رضا(ع) به حجره آمد .

پس از آنکه حضرت جواد (ع) را در جامه ها  مطهر پیچیده بودیم و حضرت رضا(ع) آن گوشواره  امامت را از ما گرفت  و در گهواره عزت و کرامت گذاشت و آن مهد شرف و عزت را به من سپرد و فرمود : از این گهواره جدا مشو .

چون روز سوم ولادت فرا رسید، امام جواد(ع) دیده حقیقت  بین خویش را به آسمان گشود وبه سوی راست و چپ نظر کرد و به زبان فصیح ندا داد :

“اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله .” 

چون این حالت غریب  را از آن نور دیده مشاهده کردم، به خدمت حضرت رضا(ع) شرفیاب شدم و آنچه دیده و شنیده بودم را به خدمت حضرت عرض کردم .

حضرت فرمود :پس از این عجایب  بسیار را بیش از آنچه مشاهده کردی، مشاهده خواهی کرد.

منتهی الامال  ج۲ ص۵۷۲و۵۷۳  ،  المناقب ج۴ ص۳۹۴ ، بحار النوار ج۴۸ ص۳۱۶ و ج۵۰ ص۱۰، الانوار البهیه ص۲۵۰ ، حلیه الابرار ج۴ ص۵۲۴ ، الثاقب فی المناقب ص۵۰۴ ، مدینه المعاجز ج۷ ص۲۶۰ 

زندگینامه امام جواد(ع)

زندگانى ابو جعفر محمد الجواد ابن على الرضا بن موسى الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على زین العابدین بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السلام، نهمین امام از اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین امام جواد (ع) در شب جمعه ۱۹ ماه مبارک رمضان یا ۱۵ این ماه یا روز جمعه ۱۰ رجب در شهر مدینه به دنیا آمد. قولى که در کتاب مصباح المتهجد آمده، تاریخ اخیر را تایید مى‏کند. در آنجا آمده است: ابن عیاش گوید این دعا به وسیله استاد بزرگ ابو القاسم (رضى الله عنه) آمده است که: «اللهم انى اسئلک بالمولودین فى رجب محمد بن على الثانى و ابنه على بن محمد المنتجب الدعاء». وى مى‏نویسد: ابن عیاش گفته است: روز دهم رجب، میلاد ابو جعفر ثانى است. آن حضرت در روزگار خلافت معتصم، روز شنبه آخر ذى قعده یا آخر ذى حجه یا پنجم یا ششم ذیحجه در روز سه ‏شنبه سال ۲۲۰ هجرى در بغداد چشم از جهان فرو بست. و در مقابر قریش در پشت قبر جدش امام موسى کاظم (ع) به خاک سپرده شد. مدت عمر وى بیست و پنج ‏سال بود. کلینى گوید: عمر آن حضرت ۲۵ سال و ۲ ماه و ۱۸ روز و بنا بر قول دیگرى سه ماه و بیست و دو روز بود. ابن خشاب گوید: امام جواد (ع) ، ۲۵ سال و سه ماه و ۱۸ روز زیست و شیخ مفید عمر آن حضرت را ۲۵ سال و اندى مى ‏داند. از این مدت، وى هشت‏ یا هفت ‏سال و چهار ماه و دو روز با پدرش و ۱۷ یا ۱۸ سال، بیست روز کمتر، پس از پدرش زیست. که این همان مدت امامت و خلافت آن حضرت به شمار مى‏رود و مصادف با دوران پادشاهى مامون است. آن حضرت در اوایل دوران خلافت معتصم وفات یافت. برخى وفات آن حضرت را در دوران خلافت واثق دانسته‏ اند. حافظ عبد العزیز بن اخضر جنابذى در معالم العترة الطاهرة از محمد بن سعید نقل کرده است که گفت: محمد بن على (ع) ، در زمان خلافت الواثق بالله به قتل رسید. شاید این اشتباه براى وى از آنجا پیش آمده که واثق بر آن حضرت نماز گزارد. بلکه سخن صحیح آن است که امام جواد (ع) در عهد خلافت معتصم از دنیا رفت. زیرا مردم در سال ۲۲۷ هجرى با واثق براى خلافت‏ بیعت کردند. تنها توجیه براى قول جنابذى آن است که شاید مقصود وى آن بوده که واثق در زمان خلافت معتصم، آن حضرت را با خورانیدن سم به قتل رسانیده است.

مادر امام جواد (ع)

مادر آن حضرت کنیزى بود که او را«سکن مریسیه‏»و یا«سبیکه‏»مى‏خواندند. برخى علاوه بر این دو نام، از مادر آن حضرت با نامهاى دیگرى نیز یاد کرده‏اند همچون سبیکه، نوبیه و سکینه، که شاید این نام آخر صورت تصحیف شده سبیکه باشد، خیزران و دره. امام رضا (ع) این زن را خیزران مى‏خواند و گفته‏ اند نامش ریحان و قبطى و مکنى به ام الحسن بود.

کنیه امام جواد (ع)

او را با کنیه ابو جعفر یاد مى‏کردند. همچنین براى آن که با امام باقر (ع) ، که او هم کنیه ابو جعفر داشت، اشتباه نشود کنیه وى را ابو جعفر ثانى ذکر مى‏کردند.

لقب آن حضرت

آن حضرت را القابى بود مانند جواد و قانع و نجیب و تقى. اما از همه القاب وى مشهورتر لقب جواد بود.

نقش انگشترى آن حضرت

«نعم القادر الله‏»بوده است.

احادیث

 . ۱صبر را بالش‌ کن‌ ، و فقر را در آغوش‌ گیر ، و شهوات‌ را به‌ دور انداز ، و
با هواى‌ نفس‌ مخالفت‌ کن‌ ، و بدان‌ که‌ در برابر دیده‌ خدایى‌ ، پس‌ بنگر که‌ چگونه‌اى‌.
)تحف‌ العقول‌ ، ص‌ ۴۷۸)

۲. سه‌ چیز است‌ که‌ هر کس‌ آن‌ را مراعات‌ کند ، پشمیان‌ نگردد : ۱ – اجتناب‌ از
عجله‌ ، ۲ – مشورت‌ کردن‌ ، ۳ – و توکل‌ بر خدا در هنگام‌ تصمیم‌ گیرى‌.
)مسند الامام‌ الجواد ، ص‌ ۲۴۷

۳. جان‌ و دارایى‌ ، از بخششهاى‌ گواراى‌ خداست‌ و عاریه‌ سپرده‌ اوست‌ ، تا آنجا
که‌ از آن‌ بهره‌مند شویم‌ مایه‌ خوشى‌ و شادى‌ است‌ ، و آنچه‌ همه‌ ببرند اجر و ثواب‌
است‌ ، پس‌ هر که‌ جزعش‌ بر صبرش‌ غالب‌ شود اجرش‌ ضایع‌ شده‌ و پناه‌ به‌ خدا از آن‌.
)تحف‌ العقول‌ ، ص‌ ۴۷۹)

۴. کسى‌ که‌ در امرى‌ حاضر باشد و آن‌ را ناخوش‌ دارد ، چون‌ کسى‌ است‌ که‌ غائب‌
بوده‌ . و هر که‌ در امرى‌ حاضر نباشد ولى‌ بدان‌ رضایت‌ دهد ، مانند کسى‌ است‌ که‌ خود
در آن‌ بوده‌.
) تحف‌ العقول‌ ،ص۴۷۹)

۵. سه‌ چیز است‌ که‌ بنده‌ را به‌ رضوان‌ خدا مى‌رساند : ۱ – زیادى‌ استغفار ، ۲ -
نرمخویى‌ ، ۳ – صدقه‌ بسیار دادن‌.
)مسند الامام‌ الجواد ، ص‌ (۲۴۷

۶. از همراهى‌ و رفاقت‌ با آدم‌ شرور و بدجنس‌ بپرهیز ، زیرا که‌ او مانند شمشیر
برهنه‌ است‌ که‌ ظ‌اهرش‌ نیکو و اثرش‌ زشت‌ است‌.
) مسند الامام‌ الجواد ، ص‌ (۲۴۳

۷. پس‌ انداختن‌ توبه‌ فریب‌ خوردن‌ است‌.
)تحف‌ العقول‌ ، ص‌ ۴۸۰)

۸. همواره‌ به‌ تأخیر انداختن‌ انجام‌ کارها ، سرگردانى‌ است‌.
)تحف‌ العقول‌ ، ص‌۴۸۰)

۹. با دلها به‌ سوى‌ خداوند متعال‌ آهنگ‌ نمودن‌ ، رساتر از به‌ زحمت‌ انداختن‌
اعضا با اعمال‌ است‌.
)مسند الامام‌ الجواد ، ص‌ ۲۴۴)

۱۰. اصرار بر گناه‌ آسودگى‌ از مکر خداست‌ ، ” و از مکر خدا آسوده‌ نباشد جز
مردمى‌ زیانکار “.
)تحف‌ العقول‌ ، ۴۸۰)

 ۱۱٫  افزونى‌ نعمت‌ از طرف‌ خدا بریده‌ نمى‌شود ، مگر شکرگزارى‌ از سوى‌ بندگان‌
 بریده‌ شود.
 (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ ۴۸۰)
 
 ۱۲٫ اظ‌هار چیزى‌ پیش‌ از آنکه‌ پایدار شود مایه‌ تباهى‌ آن‌ است‌.
 (تحف‌ العقول‌ ،ص‌ ۴۸۰)
 
 ۱۳٫  مؤمن‌ نیاز دارد به‌ توفیقى‌ از طرف‌ خدا ، و به‌ پندگویى‌ از طرف‌ خودش‌ ، و
 به‌ پذیرش‌ از کسى‌ که‌ او را نصیحت‌ کند.
 (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ ۴۸۰)
 
 ۱۴ .  عالمان‌ ، به‌ سبب‌ زیادى‌ جاهلان‌ ، غریب‌اند.
 (مسند الامام‌ الجواد ، ص‌ ۲۴۷)
 
 ۱۵٫  پیامبر اکرم‌ (ص‌) هزار کلمه‌ ( از علوم‌ را ) به‌ على‌ (ع‌) آموخت‌ که‌ از هر
 کلمه‌اى‌ هزار کلمه‌ منشعب‌ مى‌شد.
 (مسند الامام‌ الجواد ، ص‌ ۹۷)
 
 ۱۶٫ رسول‌ خدا (ص‌) به‌ فاطمه‌ گفت‌ : وقتى‌ که‌ من‌ از دنیا رفتم‌ به‌ خاطر من‌ صورت‌
 را نخراش‌ ، و مو را پریشان‌ منماى‌ ، و واویلا نکن‌ و بر من‌ نوحه‌ نخوان‌ ، سپس‌
 فرمود : این‌ همان‌ معروفى‌ است‌ که‌ خداوند عز و جل‌ در کتابش‌ فرموده‌ : ” و تو را
 در معروفى‌ نافرمانى‌ نکنند “.
 (مسند الامام‌ الجواد ، ص‌ ۱۰۱)
 
 ۱۷٫  قائم‌ ما همان‌ مهدى‌ است‌ که‌ در غیبتشان‌ باید منتظرشان‌ شوند ، و در ظ‌هورشان‌
 اطاعتشان‌ کنند . او سومى‌ از پسران‌ من‌ است‌.
 (مسند الامام‌ الجواد ، ص‌ ۱۳۱)

سرودها

 گهواره نور
فرزانه جود و کرم از نسل پاک مصطفى
مهر سپهر علم و دین آمد جواد ابن الرضا
هستى دارد به لب این زمزمه تبریک تبریک یا بنى فاطمه
ریحانه بانوى عفاف گل در چمن آورده است
گنج کمال و معرفت درّى شمین پرورده است
هستى دارد به لب این زمزمه تبریک تبریک یا بنى فاطمه
بابا کنار مهد او دارد به رخسارش نظر
در ذکر لالائى شود گهواره جنبان پسر
هستى دارد به لب این زمزمه تبریک تبریک یا بنى فاطمه
بوى محمّد مى‏ دهد این نوگل بستان دین
فرزند دلبند على جان امام هشتمین
هستى دارد به لب این زمزمه تبریک تبریک یا بنى فاطمه
روشن چراغ علم و دین نور ولایت آمده
نهم ولىّ مؤمنان شمس هدایت آمده
هستى دارد به لب این زمزمه تبریک تبریک یا بنى فاطمه
باشد مبارک مقدم نهم امام شیعیان
بر پیرو آل على تا مهدى صاحب زمان
هستى دارد به لب این زمزمه تبریک تبریک یا بنى فاطمه

رحمت حق
یارضا یارضا، چشم تو روشن
از گلت عالمى گردیده گلشن
ماه رویش جلوه گر بین
نور احمد در پسر بین
نام نیکوى او باشد محمد
خلق ‏وخویش بود مانند احمد
چون جوادش لقب آمد ز سرمد
لطف عامش به ما گردد مخلّد
شیعیان را نغمه گر بین
نور احمد در پسر بین
خرّم از مقدمش کون و مکان شد
با صفا از صفایش جسم و جان شد
رحمت حق از او بر ما عیان شد
بحر جود و کرم بر انس و جان شد
وَه چه زیبا این گوهر بین
نور احمد در پسر بین
از شبستان دین سر زد ستاره
تا کند عالمى بر او نظاره
شاید از جانش گردد اشاره
شیعه را در جزا لطفى دوباره
جود او را سر به سر بین
نور احمد در پسر بین

 کوثر دوم
استخاره کردم امشب، تا بنوشم مى دوباره
آیه‏ هاى کوثر آمده رهنمود استخاره
شب شبِ خیر زیاد است
شب شبِ باب المراد است
مى‏ خورم سوگند یارب
کوثر دوم جواد است
اى تقى جان (۴)
بر سر عهد الستم، من ز پیمان برنگشتم
ساقى امشب باده نوشم، باده نوش چار و هشتم
آسمان ریزد ستاره
بر سر این ماه پاره
فاطمه از عرش اعلى
مى‏کند بر او نظاره
اى تقى جان (۴)
اى رضا جان، بوسه باران، کن لب و خال خَدَش را
اى رضا جان، قسمتم کن، تا ببینم مرقدش را
من ز شادى تو شادم
دل به فرزند تو دادم
مى ‏دهى امشب مرادم
عبد درگاه جوادم
اى تقى جان (۴)

 نور کبریا
کریم اهل البیت جواد الائمه
گل باغ رضا لاله ى فاطمه
فرخنده مقدمش بر محبّان همه
خجسته عید ابن الرضا مبارک مبارک (۳)
گل یاس زهرا که نامش جواد است
عمر او کم است و عطایش زیاد است
با یادش غربت فاطمه به یاد است
طلعت این مولود زیبا مبارک مبارک (۳)
مولودى که دیده گردیده حیرانش
علىّ بن موسى گهواره جنبانش
گلبوسه مى ‏گیرد مادر از لبانش
با چنین زمزمه مرحبا مبارک مبارک (۳)
در مدینه تابان نور کبریا باشد
قاصد خوش خبر نازل از سما شد
میلاد یگانه فرزند رضا شد
ظهور آیت حق نما مبارک مبارک (۳)
آنکه شد سخاوت بنده‏ ى عطایش
تقى و جواد است شهرت از خدایش
کعبه ى دل ماست صحن باصفایش
عیدى بر ما کند حق عطا مبارک مبارک (۳)
عید آن کو گل امام هشتم است
روا بر درگهش حاجت مردم است
عمه ‏اش معصومه نور چشم قم است
ظهور آیت حق نما مبارک مبارک (۳)


 سپهر ولایت

عالم غرق ضیاء شد
روشن چشم رضا شد
شد متولد جواد الائمه
فروزنده ماه بنى فاطمه
گاه سرور اهل ولا شد
فرخنده عید ابن الرضا شد
تابیده مهر عصمت
از سپهر ولایت
آمد نهمین حجت کردگار
نور خدا شد در جهان آشکار
گاه سرور اهل ولا شد
فرخنده عید ابن الرضا شد
مدینه غرق نور است
سر تا بپا سرور است
فرزند دلبند امام هشتم
آمد بدنیا مژده‏اى اهل قم
گاه سرور اهل ولا شد
فرخنده عید ابن الرضا شد

حجّت سرمد
امشب از عرش نوید آمده است
شیعیان عید سعید آمده است
رحمت از حىّ مجید آمده است
نور توحید پدید آمده است
بر تو اى شیعه مبارک بادا
جشن میلاد جوادابن الرضا
آمده لاله ى بستان رضا
گل خوش بوى گلستان رضا
روشن از نور جمال پسرش
شده امشب دو چشمان رضا
بر تو اى شیعه مبارک بادا
جشن میلاد جوادابن الرضا
دهم ماه رجب گشته عیان
نهمین اختر برج ایمان
آفرین باد بر این نوزادى
کز فروغش شده پر نور جهان
بر تو اى شیعه مبارک بادا
جشن میلاد جوادابن الرضا
نهمین حجّت سرمد آمد
جلوه گر شادى بى حد آمد
آنکه همنام محمد آمد
بر همه خلق سرآمد آمد
بر تو اى شیعه مبارک بادا
جشن میلاد جوادابن الرضا

 جشن مسعود
از حق منادى با شور و شادى این خوش خبر داد
شاخه ى طوبى نخل تولاّ بار و ثمر داد
جواد آل فاطمه آمد خوش آمد
صلّ على محمّد و آل محمّد
این عید مولود این جشن مسعود بادا مبارک
با این ولادت از حق عنایت بر ما سوا شد
گیتى فروزان از نور روى ابن الرضا
ریحانه ى زهراگل باغ پیمبر
کرد از شمیم خود مشام جان معطّر
این عید مولود این جشن مسعود بادا مبارک
از برج عصمت خورشید رحمت تابنده گردید
ماه رجب را با طلعت خود زیبنده گردید
بر ثامن الحج تقى شد نور دیده
بادا مبارک مقدم این نو رسیده
این عید مولود این جشن مسعود بادا مبارک
عروس زهرا دسته گلى را دارد به سینه
مولود پاکش داده صفا بر شهر مدینه
تقى فروغ دیده ى اهل یقین شد
یگانه فرزند امام هشتمین شد
این عید مولود این جشن مسعود بادا مبارک

 ریحانه‏ ى رضا
باده پر کن که شاد شادم، مست پیمانه ى جوادم
دین عشق و جنون گُزیدم، عقل خود را به باده دادم
یا جوادالائمه ادرکنى
من که مستم در این شبانه(۲)
خوانم از نامت عاشقانه
آتش عشق بى مثالت
از دلم مى ‏کشد زبانه
بى مثال و بى بدیلى
بر دل بى دلان امیرى
منشأ عشق لایزالى
جان دل دادگان بگیرى
یا جوادالائمه ادرکنى
یاس و ریحانه ى رضایى
عشق و آرامش و وفایى
گر خدا خوانمت گناه است
بهترین بنده ى خدایى
یا جوادالائمه ادرکنى
تا قیامت به روز محشر
من ز اول به روز آخر
کربلایى اگر نگشتم
بى قرارم ز عشق حیدر
یا جوادالائمه ادرکنى

بحر ولایت
آرزوم اینه که باشم خاک پاى زائرات(۲)
یه روز آخر کنم آقا همه هستیمو فدات
مهر و ولاى تو به خدا، دین من و مذهبمه
لحظه ى شادى و شب غم، یاد تو ماه شبمه
] مدد (۲) [(۴)
سائل صحن و سراى کاظمینم آقاجون (۲)
خودتم مى ‏دونى عبد حسینم آقاجون (۲)
اسم قشنگت ابن الرضا، اى گل فاطمه جواد
جلوه نموده در تو همه، جود و سخا و عدل و داد
] مدد (۲) [(۴)
غرق وادى ضلالت مى‏ شدم اى دلبرم(۲)
اگه از لطف نمى ‏افتاد، سایه ى تو رو سرم(۲)
تو ابر رحمت بودى و من، قطره ى ناقابل تو
بحر ولایت بودى من، زورق در ساحل تو
] مدد (۲) [(۴)

 باب مراد
مهر کرامت و سخا آمده
مظهر بخشش خدا آمده
به یک کلام و یک سخن در وجود
ستاره عشق رضا آمده
یار من، بهار من، سر زده شمس مهر و داد
پسر اما رضا، آمده حضرت جواد
گل زهرا مدد، گل زهرا مدد (۲)
سخاوت و بخشش وجود، گوشه چشمى ز تو بود، یا مولا
باب مراد من تویى، گل یاد من تویى، یا مولا
مهر کرامت و سخا آمده
مظهر بخشش خدا آمده
به یک کلام و یک سخن در وجود
ستاره عشق رضا آمده
یار من، بهار من، سر زده شمس مهر و داد
پسر اما رضا، آمده حضرت جواد
گل زهرا مدد، گل زهرا مدد (۲)
مرگ گل بهارى ام وا شده
چه باصفا تمام دنیا شده
به چشم حوریان چه اشک شوق است
شادى حضرت زهرا شده
دل من، حاصل من، محو تماشا شد و بس
همه ى دلخوشى ام، با گل زهرا شد و بس
گل زهرا مدد، گل زهرا مدد (۲)
فصل شکفتن آمده، دلبر من آمده، خوش آمد
آمده سرور همه، نور چشم فاطمه، خوش آمد
مهر کرامت و سخا آمده
مظهر بخشش خدا آمده
به یک کلام و یک سخن در وجود
ستاره عشق رضا آمده
یار من، بهار من، سر زده شمس مهر و داد
پسر اما رضا، آمده حضرت جواد
گل زهرا مدد، گل زهرا مدد (۲)

 ستاره ى روشنى
مژده بدید که اومده تاج سر امام رضا، ابن الرضا(۲)
مظهر جود ایزدى گل پسر امام رضا، ابن الرضا
شد گلشن هستى با صفا - گوید دلم با صد نوا
یا سیدى ابن الرضا )مولا( - یا جوادالائمه مدد )مولا( (۲)
مژده بدید که سر زده ستاره ى روشنى چشم رضا، ابن الرضا
به میون آسمون دمیده مهتاب صفا، ابن الرضا
شد گلشن هستى با صفا - گوید دلم با صد نوا
یا سیدى ابن الرضا )مولا( - یا جوادالائمه مدد )مولا( (۲)
مژده بدید که اومده رمز وجود، چشمه ى جود، ابن الرضا، ابن الرضا
طالب جام توام، عید توام، ابن الرضا،ابن الرضا
شد گلشن هستى با صفا - گوید دلم با صد نوا
یا سیدى ابن الرضا )مولا( - یا جوادالائمه مدد )مولا( (۲)


 جوان‏ترین امام

ریسه ‏اى از گل ببندید - گلى از باغ و بهار حیدر اومد
آى جوونا گل بریزید - که جوون‏ترین امام و سرور اومد
روى ماه، بى قرینه
سر زده از آسمون ها
یا دمیده، از مدینه
آیه ى عشق جوونا
تا بى قرارى - رفته از قلب و نهادم
رخسار یارى - شده آیینه ى یادم
مثل یه خارى - به کنار گل رخسار جوادم
]ابن الرضایى (۲) گل زهرا گل زهرا یا مولا [ (۴)
قاصدک‏ها رو بخونید - خبر شادى ریحانه بیارند
آسمون‏ها رو بخونید - که ستاره به سر مادر ببارند
تا به آغوش پدر رفت
لبشو به خنده وا کرد
ببره تا، غم بابا
توى صورتش نگاه کرد
این دلبر من - برده دل از هر چى دلبره
در وقت دیدن - مثل رخسار پیمبره
کور باشه دشمن - که نمى‏تونه ببینه آل حیدر
]ابن الرضایى (۲) گل زهرا گل زهرا یا مولا [ (۴)


میلاد حیدر

ميلاد با سعادت وصي رسول رب العالمين(ص)،امام المتقين،مولانا اميرالمومنين

حضرت علي بن ابيطالب(صلوات الله عليه) بر شيعيان و محبان حضرتش مباركباد.

 

حضرت علي(ع) ۳۰سال بعد از تولد پيامبر اكرم(ص) در ۱۳ رجب به دنيا آمدند.محل تولد وي

شريف ترين و گرامي ترين نقطه روي زمين يعني در خانه ي خدا بود كه نه قبل از او و نه بعد 

از وي كسي چنين افتخاري پيدا نكرده   است.

پدر حضرت علي،ابوطالب فرزند عبدالمطلب است كه به مدت ۴۲ سال سرپرستي و حمايت از

پيامبر را بر عهده داشت و مادرش، فاطمه بنت اسد كه پيامبر  او را مادر خوذد مي خواند.

شعري در وصف حضرت علي(ع):

شاهكار ذوالجلال

يا علي اي شاهكار ذو الجلال                          يا علي اي معدن فضل و كمال

مست صهبايت تمام انبياء                               در پناه تو بود ارض و سماء

سينه چاكان تو جمله قدسيان                            ذكر نام تو نماز عرشيان

نام تو رمز و كليد حكمت است                       عشق تو اصل و اساس خلقت است

لوح،جانا صفحه اي از روي توست                عرش،يك ذره ز خاك كوي توست

سفره اي از خوان تو عرش برين                      جان فدايت يا امير المومنين

سجده آرد بر جمالت آفتاب                           صفحه اي از روي ماهت ماهتاب

شمس از رويت خجالت ميكشد                        ماه يك نقشي ز خالت مي كشد

دفترمدح تو قرآن مجيد                                   اي اميد و ملجا هر نا اميد

اي تجليگاه الله الصّمد                                      مظهر پاك هو الله احد

اي كرامت خانه زادت،يا علي                        اي شرافت در ركابت ،ياعلي

اي توئي آن كس كه جان را ترك گفت              در خط جاي رسول الله خفت

روز خندق گفت ختم المرسلين                       ذات تو باشد اساس و ركن دين

"عبد زهرايم" غلام نام تو                                گشته ام مولا شكار دام تو


میلاد علی(ع)

زان سبب ماه رجب ماه خداست
که اندر آن میلاد شاه لافتی ست
شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت:
” چون که صد آمد نود هم پیش ماست

ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است
جان من، جانان من، روح و روان من علی لست
تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی
شکر لله حاصل عمر گران من علی است

روز پدر مبارك- ولات امام علي(ع) مبارك

       

میـلاد با سعادت مولود كعبه امام علي )ع(

بر شیعیان و همه محبان و رهپویان طریق علوی

تبریک و تهنیت باد

مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.

معبــود من!

به مسجد، سجده گاه عاشقان

و سر بر آستان نهادگان و خانه امن و آرامش تو آمده ام!

مکاني که پروازها از آن سر گرفته

و محل نزول فرشتگان ومجمع عاشقان ومحفل کروبيان است.

بدان اميد آمده ام که در کنار دوستان و مقربان قرار گيرم

تا شايد گوشه چشمت بر من گنه کار افتد.


آيات قرآن
 

ین نوشته‌ها روزهای دوشنبه و جمعه پدیدار می‌شوند و در همین زمان دمای بدن نوزاد تا 40 درجه بالا می‌رود. این نوشته‌ها سه روز باقی مانده و سپس به تدریج از بین می‌روند و سپس نوشته‌های جدیدی به وجود می‌آیند.والدین این کودک این خبر را تا زمانی که بر روی بدن کودک جمله "حدیث مرا به مردم نشان دهید" به وجود آمد، این مساله را برای کسی مطرح نکرده بودند.

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد

مطالب  1 تا 5 از تعداد کل 31 یافته را مشاهده میکنید!

Untitled 2
payamnama

 
 

نام حقیقی :  محمد قدرتی
تاریخ تولد : 1330/01/01
موقعیت : ایران - گلستان - گرگان
جنسیت : مرد

 
ارسال پیام
محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
  payamnama.
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری