
تولد امام جواد (ع)
تولد مبارک امام جواد (ع) نه تنها پایان بخش دلهره های شیعیان وافشای نیت فرصت طلبان و سود جویانی چون فرقه واقفیه بود، بلکه آغاز فصل نوینی از تاریخ ائمه اطهار است .
راویان و تاریخ نگاران شیعه اقوالی را درباره تاریخ تولد حضرت ذکر کرده اند :
۱- شیخ کلینی در اصول کافی ، شیخ مفید در ارشاد، رمضان هجری۱۹۵
ابن شهر آشوب در مناقب و قتال روضه الواعظین اربلی در کشف الغمه روز ولادت را ۱۹ رمضان ۱۹۵ هجری ذکر کرده اند.
۲- قولی ۱۵ رمضان ۱۹۵ هجری ..
۳- شیخ طوسی از احمد بن محمد عیاش در انوار البهیه ۱۰ رجب ۱۹۵ هجری را روز ولادت حضرت دانسته است.
الکافی ج۱ ص۴۹۲ ، موسوعه الامام الجواد ج۱ ص۷و۸ . المناقب لابن شهر آشوب ج۴ ص۳۷۹ ، کشف الغمه ج۲ ص۳۴۳و۳۴۵و۳۶۲ . بحار الانوار ج۵۰ ص۱۱ ، مسار الشیعه ص ۴۳ . مصباح المتهجد ص۸۰۵ ، الانوار البهیه ص۲۴۹
برخی تولد حضرت را در شب جمعه و برخی روز جمعه ذکر کرده اند .
در میان اقوال چهار گانه، فرازی از دعای ناحیه مقدس ، قول چهارم را تایید می نماید آنجا که حضرت می فرمایند:
” اللهم انی اسئلک بالمولدین فی رجب محمدبن علی الثانی و ابنه علی بن محمد المنتخب .”
داستان تولد امام جواد(ع)
علامه مجلسی (ره) در جلاءالعیون می نویسد: ابن شهر آشوب به سند معتبر از حکیمه خاتون دختر امام موسی کاظم (ع) روایت می کند که :
روزی برادرم حضرت رضا(ع) مرا طلبید و فرمود:
ای حکیمه امشب فرزند مبارک خیزران متولد می شود و باید تو در وقت تولد او حاضر باشی.
من در خدمت آن حضرت ماندم , چون شب فرا رسید حضرت مرا با خیزران و زنان قابله به حجره آورد و چراغی نزد ما افروخت و از حجره بیرون رفت و در را بر روی ما بست .
حکیمه خاتون می افزاید : خورشید امامت با بدنیا آمدنش حجره را نورانی کرد بر آن حضرت پرده نازکی چون جامه احاطه کرده بود و نوری از حضرت ساطع می شد
چون نور مبین را در دامن گرفتم . آن پرده حائل را از خورشید جمالش دور کردم . حضرت امام رضا(ع) به حجره آمد .
پس از آنکه حضرت جواد (ع) را در جامه ها مطهر پیچیده بودیم و حضرت رضا(ع) آن گوشواره امامت را از ما گرفت و در گهواره عزت و کرامت گذاشت و آن مهد شرف و عزت را به من سپرد و فرمود : از این گهواره جدا مشو .
چون روز سوم ولادت فرا رسید، امام جواد(ع) دیده حقیقت بین خویش را به آسمان گشود وبه سوی راست و چپ نظر کرد و به زبان فصیح ندا داد :
“اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله .”
چون این حالت غریب را از آن نور دیده مشاهده کردم، به خدمت حضرت رضا(ع) شرفیاب شدم و آنچه دیده و شنیده بودم را به خدمت حضرت عرض کردم .
حضرت فرمود :پس از این عجایب بسیار را بیش از آنچه مشاهده کردی، مشاهده خواهی کرد.
منتهی الامال ج۲ ص۵۷۲و۵۷۳ ، المناقب ج۴ ص۳۹۴ ، بحار النوار ج۴۸ ص۳۱۶ و ج۵۰ ص۱۰، الانوار البهیه ص۲۵۰ ، حلیه الابرار ج۴ ص۵۲۴ ، الثاقب فی المناقب ص۵۰۴ ، مدینه المعاجز ج۷ ص۲۶۰
زندگینامه امام جواد(ع)
زندگانى ابو جعفر محمد الجواد ابن على الرضا بن موسى الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على زین العابدین بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السلام، نهمین امام از اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین امام جواد (ع) در شب جمعه ۱۹ ماه مبارک رمضان یا ۱۵ این ماه یا روز جمعه ۱۰ رجب در شهر مدینه به دنیا آمد. قولى که در کتاب مصباح المتهجد آمده، تاریخ اخیر را تایید مىکند. در آنجا آمده است: ابن عیاش گوید این دعا به وسیله استاد بزرگ ابو القاسم (رضى الله عنه) آمده است که: «اللهم انى اسئلک بالمولودین فى رجب محمد بن على الثانى و ابنه على بن محمد المنتجب الدعاء». وى مىنویسد: ابن عیاش گفته است: روز دهم رجب، میلاد ابو جعفر ثانى است. آن حضرت در روزگار خلافت معتصم، روز شنبه آخر ذى قعده یا آخر ذى حجه یا پنجم یا ششم ذیحجه در روز سه شنبه سال ۲۲۰ هجرى در بغداد چشم از جهان فرو بست. و در مقابر قریش در پشت قبر جدش امام موسى کاظم (ع) به خاک سپرده شد. مدت عمر وى بیست و پنج سال بود. کلینى گوید: عمر آن حضرت ۲۵ سال و ۲ ماه و ۱۸ روز و بنا بر قول دیگرى سه ماه و بیست و دو روز بود. ابن خشاب گوید: امام جواد (ع) ، ۲۵ سال و سه ماه و ۱۸ روز زیست و شیخ مفید عمر آن حضرت را ۲۵ سال و اندى مى داند. از این مدت، وى هشت یا هفت سال و چهار ماه و دو روز با پدرش و ۱۷ یا ۱۸ سال، بیست روز کمتر، پس از پدرش زیست. که این همان مدت امامت و خلافت آن حضرت به شمار مىرود و مصادف با دوران پادشاهى مامون است. آن حضرت در اوایل دوران خلافت معتصم وفات یافت. برخى وفات آن حضرت را در دوران خلافت واثق دانسته اند. حافظ عبد العزیز بن اخضر جنابذى در معالم العترة الطاهرة از محمد بن سعید نقل کرده است که گفت: محمد بن على (ع) ، در زمان خلافت الواثق بالله به قتل رسید. شاید این اشتباه براى وى از آنجا پیش آمده که واثق بر آن حضرت نماز گزارد. بلکه سخن صحیح آن است که امام جواد (ع) در عهد خلافت معتصم از دنیا رفت. زیرا مردم در سال ۲۲۷ هجرى با واثق براى خلافت بیعت کردند. تنها توجیه براى قول جنابذى آن است که شاید مقصود وى آن بوده که واثق در زمان خلافت معتصم، آن حضرت را با خورانیدن سم به قتل رسانیده است.
مادر امام جواد (ع)
مادر آن حضرت کنیزى بود که او را«سکن مریسیه»و یا«سبیکه»مىخواندند. برخى علاوه بر این دو نام، از مادر آن حضرت با نامهاى دیگرى نیز یاد کردهاند همچون سبیکه، نوبیه و سکینه، که شاید این نام آخر صورت تصحیف شده سبیکه باشد، خیزران و دره. امام رضا (ع) این زن را خیزران مىخواند و گفته اند نامش ریحان و قبطى و مکنى به ام الحسن بود.
کنیه امام جواد (ع)
او را با کنیه ابو جعفر یاد مىکردند. همچنین براى آن که با امام باقر (ع) ، که او هم کنیه ابو جعفر داشت، اشتباه نشود کنیه وى را ابو جعفر ثانى ذکر مىکردند.
لقب آن حضرت
آن حضرت را القابى بود مانند جواد و قانع و نجیب و تقى. اما از همه القاب وى مشهورتر لقب جواد بود.
نقش انگشترى آن حضرت
«نعم القادر الله»بوده است.
احادیث
. ۱صبر را بالش کن ، و فقر را در آغوش گیر ، و شهوات را به دور انداز ، و
با هواى نفس مخالفت کن ، و بدان که در برابر دیده خدایى ، پس بنگر که چگونهاى.
)تحف العقول ، ص ۴۷۸)
۲. سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند ، پشمیان نگردد : ۱ – اجتناب از
عجله ، ۲ – مشورت کردن ، ۳ – و توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیرى.
)مسند الامام الجواد ، ص ۲۴۷
۳. جان و دارایى ، از بخششهاى گواراى خداست و عاریه سپرده اوست ، تا آنجا
که از آن بهرهمند شویم مایه خوشى و شادى است ، و آنچه همه ببرند اجر و ثواب
است ، پس هر که جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضایع شده و پناه به خدا از آن.
)تحف العقول ، ص ۴۷۹)
۴. کسى که در امرى حاضر باشد و آن را ناخوش دارد ، چون کسى است که غائب
بوده . و هر که در امرى حاضر نباشد ولى بدان رضایت دهد ، مانند کسى است که خود
در آن بوده.
) تحف العقول ،ص۴۷۹)
۵. سه چیز است که بنده را به رضوان خدا مىرساند : ۱ – زیادى استغفار ، ۲ -
نرمخویى ، ۳ – صدقه بسیار دادن.
)مسند الامام الجواد ، ص (۲۴۷
۶. از همراهى و رفاقت با آدم شرور و بدجنس بپرهیز ، زیرا که او مانند شمشیر
برهنه است که ظاهرش نیکو و اثرش زشت است.
) مسند الامام الجواد ، ص (۲۴۳
۷. پس انداختن توبه فریب خوردن است.
)تحف العقول ، ص ۴۸۰)
۸. همواره به تأخیر انداختن انجام کارها ، سرگردانى است.
)تحف العقول ، ص۴۸۰)
۹. با دلها به سوى خداوند متعال آهنگ نمودن ، رساتر از به زحمت انداختن
اعضا با اعمال است.
)مسند الامام الجواد ، ص ۲۴۴)
۱۰. اصرار بر گناه آسودگى از مکر خداست ، ” و از مکر خدا آسوده نباشد جز
مردمى زیانکار “.
)تحف العقول ، ۴۸۰)
۱۱٫ افزونى نعمت از طرف خدا بریده نمىشود ، مگر شکرگزارى از سوى بندگان
بریده شود.
(تحف العقول ، ص ۴۸۰)
۱۲٫ اظهار چیزى پیش از آنکه پایدار شود مایه تباهى آن است.
(تحف العقول ،ص ۴۸۰)
۱۳٫ مؤمن نیاز دارد به توفیقى از طرف خدا ، و به پندگویى از طرف خودش ، و
به پذیرش از کسى که او را نصیحت کند.
(تحف العقول ، ص ۴۸۰)
۱۴ . عالمان ، به سبب زیادى جاهلان ، غریباند.
(مسند الامام الجواد ، ص ۲۴۷)
۱۵٫ پیامبر اکرم (ص) هزار کلمه ( از علوم را ) به على (ع) آموخت که از هر
کلمهاى هزار کلمه منشعب مىشد.
(مسند الامام الجواد ، ص ۹۷)
۱۶٫ رسول خدا (ص) به فاطمه گفت : وقتى که من از دنیا رفتم به خاطر من صورت
را نخراش ، و مو را پریشان منماى ، و واویلا نکن و بر من نوحه نخوان ، سپس
فرمود : این همان معروفى است که خداوند عز و جل در کتابش فرموده : ” و تو را
در معروفى نافرمانى نکنند “.
(مسند الامام الجواد ، ص ۱۰۱)
۱۷٫ قائم ما همان مهدى است که در غیبتشان باید منتظرشان شوند ، و در ظهورشان
اطاعتشان کنند . او سومى از پسران من است.
(مسند الامام الجواد ، ص ۱۳۱)
سرودها
گهواره نور
فرزانه جود و کرم از نسل پاک مصطفى
مهر سپهر علم و دین آمد جواد ابن الرضا
هستى دارد به لب این زمزمه تبریک تبریک یا بنى فاطمه
ریحانه بانوى عفاف گل در چمن آورده است
گنج کمال و معرفت درّى شمین پرورده است
هستى دارد به لب این زمزمه تبریک تبریک یا بنى فاطمه
بابا کنار مهد او دارد به رخسارش نظر
در ذکر لالائى شود گهواره جنبان پسر
هستى دارد به لب این زمزمه تبریک تبریک یا بنى فاطمه
بوى محمّد مى دهد این نوگل بستان دین
فرزند دلبند على جان امام هشتمین
هستى دارد به لب این زمزمه تبریک تبریک یا بنى فاطمه
روشن چراغ علم و دین نور ولایت آمده
نهم ولىّ مؤمنان شمس هدایت آمده
هستى دارد به لب این زمزمه تبریک تبریک یا بنى فاطمه
باشد مبارک مقدم نهم امام شیعیان
بر پیرو آل على تا مهدى صاحب زمان
هستى دارد به لب این زمزمه تبریک تبریک یا بنى فاطمه
رحمت حق
یارضا یارضا، چشم تو روشن
از گلت عالمى گردیده گلشن
ماه رویش جلوه گر بین
نور احمد در پسر بین
نام نیکوى او باشد محمد
خلق وخویش بود مانند احمد
چون جوادش لقب آمد ز سرمد
لطف عامش به ما گردد مخلّد
شیعیان را نغمه گر بین
نور احمد در پسر بین
خرّم از مقدمش کون و مکان شد
با صفا از صفایش جسم و جان شد
رحمت حق از او بر ما عیان شد
بحر جود و کرم بر انس و جان شد
وَه چه زیبا این گوهر بین
نور احمد در پسر بین
از شبستان دین سر زد ستاره
تا کند عالمى بر او نظاره
شاید از جانش گردد اشاره
شیعه را در جزا لطفى دوباره
جود او را سر به سر بین
نور احمد در پسر بین
کوثر دوم
استخاره کردم امشب، تا بنوشم مى دوباره
آیه هاى کوثر آمده رهنمود استخاره
شب شبِ خیر زیاد است
شب شبِ باب المراد است
مى خورم سوگند یارب
کوثر دوم جواد است
اى تقى جان (۴)
بر سر عهد الستم، من ز پیمان برنگشتم
ساقى امشب باده نوشم، باده نوش چار و هشتم
آسمان ریزد ستاره
بر سر این ماه پاره
فاطمه از عرش اعلى
مىکند بر او نظاره
اى تقى جان (۴)
اى رضا جان، بوسه باران، کن لب و خال خَدَش را
اى رضا جان، قسمتم کن، تا ببینم مرقدش را
من ز شادى تو شادم
دل به فرزند تو دادم
مى دهى امشب مرادم
عبد درگاه جوادم
اى تقى جان (۴)
نور کبریا
کریم اهل البیت جواد الائمه
گل باغ رضا لاله ى فاطمه
فرخنده مقدمش بر محبّان همه
خجسته عید ابن الرضا مبارک مبارک (۳)
گل یاس زهرا که نامش جواد است
عمر او کم است و عطایش زیاد است
با یادش غربت فاطمه به یاد است
طلعت این مولود زیبا مبارک مبارک (۳)
مولودى که دیده گردیده حیرانش
علىّ بن موسى گهواره جنبانش
گلبوسه مى گیرد مادر از لبانش
با چنین زمزمه مرحبا مبارک مبارک (۳)
در مدینه تابان نور کبریا باشد
قاصد خوش خبر نازل از سما شد
میلاد یگانه فرزند رضا شد
ظهور آیت حق نما مبارک مبارک (۳)
آنکه شد سخاوت بنده ى عطایش
تقى و جواد است شهرت از خدایش
کعبه ى دل ماست صحن باصفایش
عیدى بر ما کند حق عطا مبارک مبارک (۳)
عید آن کو گل امام هشتم است
روا بر درگهش حاجت مردم است
عمه اش معصومه نور چشم قم است
ظهور آیت حق نما مبارک مبارک (۳)
سپهر ولایت
عالم غرق ضیاء شد
روشن چشم رضا شد
شد متولد جواد الائمه
فروزنده ماه بنى فاطمه
گاه سرور اهل ولا شد
فرخنده عید ابن الرضا شد
تابیده مهر عصمت
از سپهر ولایت
آمد نهمین حجت کردگار
نور خدا شد در جهان آشکار
گاه سرور اهل ولا شد
فرخنده عید ابن الرضا شد
مدینه غرق نور است
سر تا بپا سرور است
فرزند دلبند امام هشتم
آمد بدنیا مژدهاى اهل قم
گاه سرور اهل ولا شد
فرخنده عید ابن الرضا شد
حجّت سرمد
امشب از عرش نوید آمده است
شیعیان عید سعید آمده است
رحمت از حىّ مجید آمده است
نور توحید پدید آمده است
بر تو اى شیعه مبارک بادا
جشن میلاد جوادابن الرضا
آمده لاله ى بستان رضا
گل خوش بوى گلستان رضا
روشن از نور جمال پسرش
شده امشب دو چشمان رضا
بر تو اى شیعه مبارک بادا
جشن میلاد جوادابن الرضا
دهم ماه رجب گشته عیان
نهمین اختر برج ایمان
آفرین باد بر این نوزادى
کز فروغش شده پر نور جهان
بر تو اى شیعه مبارک بادا
جشن میلاد جوادابن الرضا
نهمین حجّت سرمد آمد
جلوه گر شادى بى حد آمد
آنکه همنام محمد آمد
بر همه خلق سرآمد آمد
بر تو اى شیعه مبارک بادا
جشن میلاد جوادابن الرضا
جشن مسعود
از حق منادى با شور و شادى این خوش خبر داد
شاخه ى طوبى نخل تولاّ بار و ثمر داد
جواد آل فاطمه آمد خوش آمد
صلّ على محمّد و آل محمّد
این عید مولود این جشن مسعود بادا مبارک
با این ولادت از حق عنایت بر ما سوا شد
گیتى فروزان از نور روى ابن الرضا
ریحانه ى زهراگل باغ پیمبر
کرد از شمیم خود مشام جان معطّر
این عید مولود این جشن مسعود بادا مبارک
از برج عصمت خورشید رحمت تابنده گردید
ماه رجب را با طلعت خود زیبنده گردید
بر ثامن الحج تقى شد نور دیده
بادا مبارک مقدم این نو رسیده
این عید مولود این جشن مسعود بادا مبارک
عروس زهرا دسته گلى را دارد به سینه
مولود پاکش داده صفا بر شهر مدینه
تقى فروغ دیده ى اهل یقین شد
یگانه فرزند امام هشتمین شد
این عید مولود این جشن مسعود بادا مبارک
ریحانه ى رضا
باده پر کن که شاد شادم، مست پیمانه ى جوادم
دین عشق و جنون گُزیدم، عقل خود را به باده دادم
یا جوادالائمه ادرکنى
من که مستم در این شبانه(۲)
خوانم از نامت عاشقانه
آتش عشق بى مثالت
از دلم مى کشد زبانه
بى مثال و بى بدیلى
بر دل بى دلان امیرى
منشأ عشق لایزالى
جان دل دادگان بگیرى
یا جوادالائمه ادرکنى
یاس و ریحانه ى رضایى
عشق و آرامش و وفایى
گر خدا خوانمت گناه است
بهترین بنده ى خدایى
یا جوادالائمه ادرکنى
تا قیامت به روز محشر
من ز اول به روز آخر
کربلایى اگر نگشتم
بى قرارم ز عشق حیدر
یا جوادالائمه ادرکنى
بحر ولایت
آرزوم اینه که باشم خاک پاى زائرات(۲)
یه روز آخر کنم آقا همه هستیمو فدات
مهر و ولاى تو به خدا، دین من و مذهبمه
لحظه ى شادى و شب غم، یاد تو ماه شبمه
] مدد (۲) [(۴)
سائل صحن و سراى کاظمینم آقاجون (۲)
خودتم مى دونى عبد حسینم آقاجون (۲)
اسم قشنگت ابن الرضا، اى گل فاطمه جواد
جلوه نموده در تو همه، جود و سخا و عدل و داد
] مدد (۲) [(۴)
غرق وادى ضلالت مى شدم اى دلبرم(۲)
اگه از لطف نمى افتاد، سایه ى تو رو سرم(۲)
تو ابر رحمت بودى و من، قطره ى ناقابل تو
بحر ولایت بودى من، زورق در ساحل تو
] مدد (۲) [(۴)
باب مراد
مهر کرامت و سخا آمده
مظهر بخشش خدا آمده
به یک کلام و یک سخن در وجود
ستاره عشق رضا آمده
یار من، بهار من، سر زده شمس مهر و داد
پسر اما رضا، آمده حضرت جواد
گل زهرا مدد، گل زهرا مدد (۲)
سخاوت و بخشش وجود، گوشه چشمى ز تو بود، یا مولا
باب مراد من تویى، گل یاد من تویى، یا مولا
مهر کرامت و سخا آمده
مظهر بخشش خدا آمده
به یک کلام و یک سخن در وجود
ستاره عشق رضا آمده
یار من، بهار من، سر زده شمس مهر و داد
پسر اما رضا، آمده حضرت جواد
گل زهرا مدد، گل زهرا مدد (۲)
مرگ گل بهارى ام وا شده
چه باصفا تمام دنیا شده
به چشم حوریان چه اشک شوق است
شادى حضرت زهرا شده
دل من، حاصل من، محو تماشا شد و بس
همه ى دلخوشى ام، با گل زهرا شد و بس
گل زهرا مدد، گل زهرا مدد (۲)
فصل شکفتن آمده، دلبر من آمده، خوش آمد
آمده سرور همه، نور چشم فاطمه، خوش آمد
مهر کرامت و سخا آمده
مظهر بخشش خدا آمده
به یک کلام و یک سخن در وجود
ستاره عشق رضا آمده
یار من، بهار من، سر زده شمس مهر و داد
پسر اما رضا، آمده حضرت جواد
گل زهرا مدد، گل زهرا مدد (۲)
ستاره ى روشنى
مژده بدید که اومده تاج سر امام رضا، ابن الرضا(۲)
مظهر جود ایزدى گل پسر امام رضا، ابن الرضا
شد گلشن هستى با صفا - گوید دلم با صد نوا
یا سیدى ابن الرضا )مولا( - یا جوادالائمه مدد )مولا( (۲)
مژده بدید که سر زده ستاره ى روشنى چشم رضا، ابن الرضا
به میون آسمون دمیده مهتاب صفا، ابن الرضا
شد گلشن هستى با صفا - گوید دلم با صد نوا
یا سیدى ابن الرضا )مولا( - یا جوادالائمه مدد )مولا( (۲)
مژده بدید که اومده رمز وجود، چشمه ى جود، ابن الرضا، ابن الرضا
طالب جام توام، عید توام، ابن الرضا،ابن الرضا
شد گلشن هستى با صفا - گوید دلم با صد نوا
یا سیدى ابن الرضا )مولا( - یا جوادالائمه مدد )مولا( (۲)
جوانترین امام
ریسه اى از گل ببندید - گلى از باغ و بهار حیدر اومد
آى جوونا گل بریزید - که جوونترین امام و سرور اومد
روى ماه، بى قرینه
سر زده از آسمون ها
یا دمیده، از مدینه
آیه ى عشق جوونا
تا بى قرارى - رفته از قلب و نهادم
رخسار یارى - شده آیینه ى یادم
مثل یه خارى - به کنار گل رخسار جوادم
]ابن الرضایى (۲) گل زهرا گل زهرا یا مولا [ (۴)
قاصدکها رو بخونید - خبر شادى ریحانه بیارند
آسمونها رو بخونید - که ستاره به سر مادر ببارند
تا به آغوش پدر رفت
لبشو به خنده وا کرد
ببره تا، غم بابا
توى صورتش نگاه کرد
این دلبر من - برده دل از هر چى دلبره
در وقت دیدن - مثل رخسار پیمبره
کور باشه دشمن - که نمىتونه ببینه آل حیدر
]ابن الرضایى (۲) گل زهرا گل زهرا یا مولا [ (۴)